تبليغاتX
ایستاده

ایستاده

عاقلانه ها، عاشقانه ها

سفرنامه (1)

 

وقتی شهر نا آرام جایی برای تو ندارد، حتما روستایی خواهد بود تا تو را در آغوش سکوت خویش کشد.

مدت­ها بود پی خلوتی می گشتم! اما بهانه ای می خواست تا آدم­های دو رو و برت قانع شوند که باید مدتی تنها بود (البته خانم ام از این آدم­ها استثناست، گیر ندید ها)

آمدم به چیروئیه، روستایی با 700 نفر جمعیت (650 اهل سنت، 50 شیعه)، در انتهای یک جاده فرعی (به قول خودشان ته دنیا)، ساحلی، برق موجود، تلفن موجود، آب و گاز لاموجود، جاده اخیرا موجود، اینترنت فراسرعت(!) و قطع نشو گه گداری موجود.

روز مردمان از نیم ساعت قبل آفتاب شروع می­شود، و 2 ساعت و نیم بعد از غروب تمام می­شود.

من پنج شنبه 10 بهمن 1388 بعد از سفر هوایی (تهران به کیش)، دریایی (کیش به چارک)، زمینی (چارک به لنگه) به اینجا رسیدم. برگشت مشخص نیست!

بهانه سفر 2 هفته­ای : آماده شدن برای امتحان آیلتس (جان خودم، از صفر تا 100 را کلا 3 ماه برایش وقت گذاشته بودم، 2 ماه گذشت و غلط خاصی نکردم، تا این یک ماه ببینیم چه کاره ایم).

اگرچه اصل نیت برای درس است، اما حاشیه بر متن، این است تا نفسی بگیرم و باز برگردم به هوای آلوده از دود ماشین­ها و مردمانی که خودفراموشی دارد افتخارشان می­شود.

تبصره: من فعلا دارم نقاط ضعف تهران را می گویم، اما غیرتهرانی ها بدانند که من فعلا تهران را با جایی دیگر عوض نخواهم کرد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/10/15ساعت 0:13  توسط ایستاده  | 

واژه ها و سکوت!

 

بعضی واژه ها معنای طبیعی و غیر اختلافی دارند. مانند درخت و سیب و خورشید و میز کامپیوتر.

اما برخی دیگر گاه معنی آن واژه نزد گروهی دقیقا معنی ضد است نزد گروهی دیگر.

دلیل این اختلاف بار ارزشی و دیدگاه جهانشاختی و معرفت شناسانه ای است که پشت آن واژه وجود دارد.

مثلا، عقل هم یکی از این واژه ها است:

  1. فردی که دنیا را مساوی ماده می گیرد، یک دزدی حرفه ای را که پلیس را درمانده می کند، کار یک فرد عاقل می داند
  2. فردی که دنیا را با دید الهی و مذهبی نگاه می کند: دزدی را مصداقی از اعمال جاهلان می دانند.

 حالا، ما می مانیم و دریایی از واژه ها و حرفهای علمی و غیرعلمی روزمره، گاه برخی اختلاف نظرها و دعواها از بیخ ایراد داره، شاید دیدگاههای معرفت شناسانه با هم فرق می کند!

پس قبل از هر بحثی باید رفت و مبانی اندیشه را فهمید، که انصافا صعود از دنیای واژه ها به معانی کار سختی است و زمان بر!

با این تفاسیر بهتر نیست اصلا در خیلی موارد سکوت کرد و برای ابراز نظرات واژه هایی نگفت که ممکن است مخاطب تو چیز دیگری بفهمد، خصوصا وقتی زمینه ای حاکم است که ممکن است آحاد جامعه چیزی از حرف تو بفهمند که منظور تو نیست!

 برخی از واژه ها و مفاهیم ارزشی: مظلوم، عدالت، سکوت در مقابل ظالم، حقوق بشر، و ... .

+ نوشته شده در  شنبه 1388/06/07ساعت 17:53  توسط ایستاده  | 

نیمه ماه رضوان

 

آقا جون سلام!

تولدت مبارک! شرمندگی!!!  کادوی من به شما!

یا صاحب الزمان! میشه گیفت (Gift) تولد شما٬ این هم باشه که من شما را در این زمونه صاحب قبول کنم؟

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/05/22ساعت 15:41  توسط ایستاده  | 

مبارک مولا جان میلاد علی اکبر ع

 

آقا جان! تولد عموتون مبارک باشه!

دعا کنید٬ ما هم لا اقل شده یه ذره شبیه او بشیم! تا شبیه پیغمبر بشیم!

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/05/12ساعت 19:15  توسط ایستاده  | 

شاید در رابطه با انتخابات


در کشکول شیخ آمده است:

در کافی، در باب شکر از (امام) صادق جعفر ابن محمد علیه السلام روایت شده است که از وی پرسیدند کوجکترین چیزی که بنده بدان مشرک شود چیست؟ فرمود:

اینکه شخصی بدعتی نهد و آن را معیار حب و بغض این و آن گذارد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/04/03ساعت 19:34  توسط ایستاده  | 

به نازنینی ...



تو،  تمام چشم مرا پر می ­کنی؛

و چشم دیگر چیزی نمی بیند... !

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/03/04ساعت 13:40  توسط ایستاده  | 

"هر کس هندسه نمی داند وارد نشود" (اصول اقلیدسی)

 

بعد از مدت ها (حدود 9 سال) دوباره حال و هوای هندسه زده به سرم. هندسه چیز خوبیه تا آنهایی که که می خواهند قدرت تمرکز (چیزی که خیلی نیازش داریم و خیلی کم داریم اش) خود را افزایش دهند، از این رهگذر نیز بگذرند. این مطلب را از کتاب "دایره المعارف هندسه؛ محمدهاشم رستمی؛ انتشارات مدرسه" نقل می کنم.

اقلیدس (350 تا 276 سال قبل از میلاد)، هندسه را تدوین و منسجم کرد. او با چند اصل ساده، 465 گزاره پیچیده را نتیجه گرفت.

عزیزان من دقت کنید !!!، قدرت عقل بشر تا کجاست. آقایونی که می گویند فلاسفه بیکارند، بدانند این همه فلسفه از یک اصل ساده "جمع نقیضین محال است" درآمده است.

اصل اول: هر دو نقطه متمایز یک خط راست منحصر به فرد را مشخص می سازند

اصل دوم: هر پاره خط AB را می توان به اندازه پاره خط BE که با پاره خط داده شده CD قابل انطباق است، امتداد داد.

اصل سوم: به ازای هر نقطه O و هر نقط A که با O مساوی نباشد، دایره ای به مرکز O و به شعاع OA وجود دارد.

اصل چهارم: همه زاویه های قائمه، با یکدیگر قابل انطباق هستند.

اصل پنجم (بیان هم ارز اصل پنجم اقلیدس): از هر نقطه خارج یک خط، تنها یک خط موازی با آن خط می توان رسم کرد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/02/21ساعت 18:40  توسط ایستاده  | 

الهی نامه

خدایا !!!

من باید آنچه را که می­توانم، انجام دهم تا

تو، مرا کمک کنی در آنچه نمیتوانم.

کتابخانه ملی- ساعت ۲ ظهر ۱۴ اردیبهشت

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/02/14ساعت 14:6  توسط ایستاده  | 

علی و بازار تهران

نوشته زیر اگرچه همه مطلب نیست اما تا حدی هست آنچه در ذهن علی است:

 

چرا من کارکردن در بازار را دوست دارم

1.      چون فاصله مترو تا مغازه چشم تو به چند کودکی می افتد که مشغول باربری هستند، و یک پیرزن که آدامس موزی می فروشد وقتی از او می پرسی "چند مادرجان"، می گوید: هر چه قدر دادی ... .

2.      چون وقتی ناهارت را با کارکنانتان خوردی، اضافه غذا را مرتب کرده و به مشت جبار مسئول سرویس های بهداشتی می دهی تا اگرچه ناهار خورده است اما شام نخورده دیشب اش را کمی جبران کند.

3.      چون در وسط حیاط یک سبد بزرگ است تا خرده نان هایت را روانه آشغال ها نکنی و فکر کنی این یعنی مدرنیته یک باقیمانده غذا و نان و ظرف غذا را با هم دور بریزی.

4.      چون وقتی شدیدا درگیر یک معامله چند میلیونی هستی، پیرمردی با یک کیسه 20 کیلویی وارد می شود و التماس ات می کند یک جوراب بخری.

5.      چون اگر افرادی هم سر ظهر نماز نروند، لااقل چراغهای سردر را 30 دقیقه خاموش می کنند تا دالان نیمه تعطیل به نظر آید.

6.      چون در نزدیکی های تو امامزاده ای است که اگر همت رفتن هم در تو نباشد یک سلام در صبحگاه نصیب تو می شود

7.      چون دور و برت عروسک جمع نکرده ای که بگویی من خیلی Businessman هستم و شرکت ما بین المللی است.

8.      و چون هزاران ... .

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/12/11ساعت 8:41  توسط ایستاده  | 

ستاره ها

پدران و مادران ما شبها ستاره ها را می شمردند تا خوابشان برد

ما هم می شمریم:

ستاره هایی که خاموش می شوند، دراین شهر آشفته!

ستاره هایی که شمردنشان چند ثانیه بیشتر وقت نمی گیرد.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/09/07ساعت 13:47  توسط ایستاده  | 

اسهال و قلم

دیروز جمله ای با حال شنیدم، بشنوید !

اسهال قلم، نتیجه یبوست فکری است.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/09/05ساعت 11:27  توسط ایستاده  | 

نسبت ما با خود کشی !

 

من و تو و او می شویم هیچ!  تنها باش که دیگران همان من تو را هم هیچ می کنند... !!!

 آدم ها تنها شدند چون از جمع بودنشان خیری ندیدند.

وقتی که جمع ما می شود فرد٬ فرد ما هم می شود خودکشی!

مشکل من یا ما بودن که نیست رفیق.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/08/13ساعت 15:47  توسط ایستاده  | 

جامعه شناسی فرهنگ کار به زبان ساده

بطور کلی ۴ گروه در مورد درآمد و مصرف وجود دارند:

۱. آنهایی که هم کار می کنند + هم حال می کنند = آمریکائیها

۲. آنهایی که کار می کنند + حال نمی کنند = ژاپنی ها

۳. آنهایی که کار نمی کنند + حال می کنند = عرب ها

۴. آنهایی که نه کار می کنند + نه حال می کنند = ایرانی ها

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/08/13ساعت 9:43  توسط ایستاده  | 

تئوری گاوی

امروز یک دانشجوی فوق لیسانس از یک دانشجوی فوق لیسانس دیگر که بعد از مدت ها همدیگر را دیدند سوال کرد:

-راستی فلانی! ازدواج کردی؟

-فلان گفت: آدم برای یک لیوان شیر که نمی رود یک گاو بخرد !

و آدم های دور و بر خندیدند ! و من هم در فکر به گاو فرو رفتم !

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/07/29ساعت 14:29  توسط ایستاده  |